|
مفاهیم اساسی الگوی جامع ارزیابی وارتقاء سلامت وایمنی محیط کار – مدل کارسالم
رهبري
رهبران سازمان نقش مهمي در ارتقاء سلامت وايمني سازمان خود دارند .تعهد رهبران اين است كه کارسالم را به عنوان يك ارزش بنيادي در راس ارزش هاي سازمان بشناسد
بنابر اين تعهدرهبران به سلامت وايمني ،توانايي مديريت ارشد به نشان دادن تلاش ونگرش مثبت به "كار سالم" است. لذا تعهد سازمان به "کارسالم" از طريق تلاش هاي رو به جلو، براي اطمينان از اينكه هر يك از ابعاد عملياتي چون تجهيزات، دستورالعمل ها ،انتخاب ها ،آموزش ها ونقشه هاي راه به طور دقيق ارزشيابي مي شود ودر صورت لزوم براي ارتقاء سلامت وايمني سازمان اصلاحاتي در آنها صورت مي گيرد
تعهد به ارتقاء سلامت وایمنی کارکنان و جامعه، یعنی این که کارسالم در بالاترین فهرست
ارزش های سازمانی
قرار گیرد، در متن رسالت سازمان درج شده وسازوکار پرداختن به آن نهادینه شود
مسئولیت های اجتماعی
اگر دقت کنيم مشاهده مي کنيم که زمزمه مسئوليت اجتماعي درست در زماني آغاز شد که عدم کارايي الگوي رشد اقتصادي بر همگان آشکار شده بود. متفکران توسعه که تا قبل از اين بر اين اعتقاد بودند که توسعه چيزي جز رشد اقتصادي نيست، حال از عقايد خود برگشته بودند و بر ارزش هاي جديدي تأکيد داشتند که از جنس مسئوليت اجتماعي بود
اکنون راه حل براي برون رفت از بحران هايي که جهان صنعتي با خود به همراه داشته است شايد تکيه بر مباني نظريه ي جديد توسعه يعني الگوي نيازهاي اساسي باشد. اين الگو که با مسئوليت اجتماعي همراستا است، نه تنها رشد اقتصادي را در نظر مي گيرد بلکه معيارهاي توسعه يافتگي را که مفاهيمي جون فقرزدايي، توسعه اجتماعي، توسعه فرهنگي و ... است را هم مورد توجه قرار مي دهد
مطالعه و پژوهش بر روي موضوع مسئوليت اجتماعي مديران از ديدگاههاي مختلف داراي اهميت است تصميم گيري هاي مديران مي تواند تاثيرات عميق و شگرفي در بخشهاي مختلف جامعه از خود باقي گذارد. بنابراين مطالعه بر روي ميزان توجه مديران به مسئوليتهاي اجتماعي شان در زمان اتخاذ يك تصميم مي تواند از اهميت زيادي برخوردار باشد. چرا كه يك تصميم نادرست و غيرمنطقي و بدون توجه به تاثيرات اجتماعي مي تواند خسارات جبران ناپذيري را به جامعه تحميل كند.باتوجه به شرايط خاص كشور، بررسي و تحقيق از يك طرف، و توجه دادن مديران به مسئوليت اجتماعي شان از طريق ديگر، مـــــي تواند نقش مهمي در رفع مشكلات فوق داشته باشد. بدون شك، چنانچه افراد، گروهها، سازمانها و موسسات مختلف جامعه خود را نسبت به رويدادها، اتفاقات و بحرانهاي مختلف مسئول دانسته و هريك در حدود مسئوليت و حيطه كاري خويش در حل بحرانهاي فوق تلاش نمايند، بسياري از آنها در اندك زماني حل شده و جامعه اي سالم و آرام به وجود خواهدآمد.همان طور كه مي دانيم، امروز همه مديران بايد به كارهايي دست بزنند كه موردقبول جامعه و منطبق با ارزشهاي آن باشد. سازمانهايي كه نتوانند خود را با اين مهم تطبيق دهند، در عرصه عمل موفق نخواهند بود. به عبارت ديگر، سازمانها براي آنكه بتوانند جايگاه خود را در جامعه حفظ نموده يا بهبود بخشند، به نحوي كه باعث ادامه بقاي آنها و موفقيتشان در كار بشود، لازم است كه به مسئوليت اجتماعي شان توجه لازم را داشته باشند
مسئوليت اجتماعي سازمان، فراتر رفتن از چارچوب حداقل الزامات قانوني است كه سازمان در آن فعاليت دارد براســـــاس اين تعريف سازمان ها وشرکت ها از نقش تاريخي شان كه كسب سود، پرداخت ماليات، استخدام كاركنان و تبعيت از قوانين است فراتر مي روند و در تحقق هدف هاي اجتمــاعي گسترده تر نقش بسزايي خواهند داشت. درواقع مسئوليت اجتماعي سازمان ها رويكردي متعالي به كسب و كار است كه تاثير اجتماعي يك سازمان بر جامعه چه داخلي و چه خارجي را موردنظر قرار مي دهد و هدف اصلي آن گردهم آوردن تمامي بخش ها جهت همكاري با يكديگر است تا از يك سو موجب همسويي منافع اقتصادي سازمان با سلامت وایمنی وحفظ محيط زيست وازسوي ديگر سبب توفيق، رشد و پايداري كسب و كار گردد. البته بايد توجه داشت كه وابستگي كسب و كار به مسئوليت اجتماعي متناسب با نوع كار و اندازه واحد اقتصادي است، ليكن به لحاظ منافع و ارزشي كه مسئوليت پذيري اجتماعي براي هر محیط کار ايجاد مي كند، بهره گيري از آن را در اندازه هاي مختلف واحد اقتصادي ضروري مي سازد. بنابراين مسئوليت اجتماعي سازمان ها و شركت ها مختص به كسب و كارهاي بزرگ و سودآورتر شدن آنها نيست بلكه رفتار سازمـــاني تمامي آنها را دربرمي گيرد. در اين راستا هر چه محیط کار سازمان بزرگ تر باشد بایستی نسبت به اصول اخلاقي احترام به سلامت کارکنان وجامعه وحفظ محیط زيست خود حساس تر و آگاه تر شوند. شركت هاي كوچك نيز در مراوده و تبعيت از آنها مصرتر خواهند شد كه از اين طريق موجبات جلب اعتماد مشتريان و جامعه را فراهم سازند. از این رومسئوليت اجتماعي امروزه مفهومي وسيع تر از فعاليت هاي گذشته دارد. به طور اعم به مجموعه فعاليت هايي اطلاق مي گردد كه صاحبان سرمايه و بنگاه هاي اقتصادي به صورت داوطلبانه به عنوان يك عضو موثر و مفيد در جامعه انجام مي دهند.مسئوليت اجتماعي در مفهـــوم نوين را مي توان به اشكال زير تعريف كرد
ـ برنامه و ابزاري است براي گفتمان... بخش اقتصاد، سياست و جامعه با هدف ايجاد ارتقاي اعتماد عمومي به سرمايه گذاران و بنگاه هاي اقتصادي آنان
ـ مسئوليت اجتماعي روشي است در مديريت اقتصادي براي توانمندكردن بنگاه و ايجاد رشد و توسعه پايدار در ابعاد اقتصاد، محيط زيست و سلامت وایمنی کارکنان، جامعه ومحصولات وخدمات
ـ مسئوليت اجتماعي باعث ايجاد باور در بنگاه ها مي شود كه خود را عضوي مسئول در جامعه بدانند
ـ مسئوليت اجتماعي جا انداختن اين مبحث در اقتصاد سياسي براي ايجاد يك بازار جهاني است
و مسئوليت اجتماعي به مفهوم ارتباطي پويا و پايدار بين بخش هاي اقتصادي و سياسي جامعه مي باشد
کارسالم وایمن
فعاليت هاي موثر در سلامت وایمنی محیط کار فقط محدود به اقدامات كنترل عوامل زيان آور ناشي از كار نمي شود، به عبارتي محدوده ي ایمنی وبهداشت کار گسترده تر ازاين اقدامات است. لذا این فعاليت در محل كار مي توانند به طور سنتي بر روي مشكلات فردي متمركز باشد اما بايد به اين موضوع توجه كرد كه شيوه هاي کاروزندگي مربوط به سلامت افراد اساسا با گستره ي فعاليت آنها وارزش هاي شخصي و اجتماعي مرتبط است
به عبارت ديگر كارسالم فقط افراد خاص را با پيام هايي درباره عادات سالم کارو زندگي هدف قرار نمي دهد بلكه مي خواهد ياد آوري كند به عادت هايي كه در محیط كار نیز وجود دارند، توجه شود . محل زندگي، محيط زيست، سياست هاي اجتماعي، سبك هاي مديريتي وهمگي بر فرصت هاي سالم كار و زندگي افراد تاثيرمي گذارند
همچنين امروزه همه ي ما مي دانيم ،سلامتي چيزي بيش از نداشتن بيماري است. سلامتي مي تواند علاوه بر اشاره به جنبه هاي جسمي، به جنبه هاي ذهني، احساسي، اجتماعي، معنوي يا روحي نيز اشاره كند كه هيچ كس نمي تواند احساس تندرستي كند مگر اينكه جامعه نيازهاي اساسي اورا برآورده سازد ومردم را از سر خوردگي ها وتبعيض هاي نژادي، جنسيتي وعقيدتي حفظ كند. رابطه بين شخص ومحيط اطراف ايجاب مي كند كه سلامتي هرگز مستقل از شرايط كاروزندگي افراد در نظر گرفته نشود
كارسالم مي تواند شامل هرچيزي باشد كه هدف آن توانمندكردن افراد براي داشتن احساس خوب از كار ويا تاثير برآن باشد ،بنابراين تعداد زيادي از عوامل در داخل وخارج از محيط كار مي توانند به عنوان عوامل موثر مطرح شوند
لذا كار سالم، مجموعه ی تلاش هايي است كه درمحیط کار به منظور افزایش نشاط، سلامت وایمنی منابع انسانی، خانواده هايشان وجامعه طراحي و اجرا مي شود
مشارکت وتوانمندسازی
توانمندسازی درارتقای سلامت وایمنی محیط کار فرآیندی است که از طریق آن کارکنان کنترل بیشتری برتصمیم گیری ها و اقداماتی که سلامت وایمنی آنان را تحت تاثیر قرار می دهد به دست خواهند آورد. والرشتاین 1992 تعریف روشنی از توانمندسازی ارائه کرده است: "توانمند سازی یک اقدام اجتماعی می باشد که مشارکت مردم، سازمان ها وجوامع را در راستای اهداف کلی افزایش کنترل فردی واجتماعی، کارایی سیاسی، بهبود کیفیت زندگی اجتماعی وعدالت اجتماعی را ترویج می کند."
اكنون توانمند سازي(Empowerment) منابع انسانی يك مفهوم مرتبط با نظام های مديريت كيفيت فراگير و بهبود مستمردر مدیریت سازمان ها از طريق گسترش و توسعه دخالت مبتني بر صلاحيت افراد و تيم ها در بيشتر حوزه ها وكاركردها است كه در عملكرد آنها و نهايتاً كل سازمان اثر می گذارد. از نظر فوکس (1998) توانمندسازي (Empowerment ) کارکنان يک فرايند است واز طريق يک فرهنگ توانمند ساز توسعه مييابد که در آن آرمان ها، اهداف ، مرزهاي تصميمگيري ونتايج تأثيرات وتلاش هاي آنان درکل سازمان به اشتراك گذاشته ميشود. در چنين فرهنگي منابع و رقابت براي کسب منابع مورد نياز جهت اثربخشي فعاليت های ايشان فراهم و حمايت ميشود. فرايند توانمندسازي را در چهار مرحله خلاصه می شود
ـ تسهيم اطلاعات : كه به كاركنان اجازه مي دهد موقعيت هاي سازمان خود را بشناسند و مورد تجزيه و تحليل قرار دهند . تسهيم اطلاعات با اعتمادسازي در سازمان ، شكستن تفكر سلسله مراتبي سنتي آغاز مي شود و در نتيجه موجب افزايش مسئوليت پذيري كاركنان مي شود. این تسهیم موجب حس تعلق، مشارکت و مالکیت نسبت به سلامت و ایمنی محیط کاردر کارکنان شده وهمچنین آنان را مصمم می سازد تا از اطلاعات کسب شده برای بهبود عملکرد سلامت وایمنی خود ومحیط کارشان استفاده نمایند
ـ خود مختاري و استقلال كاري: در سرتاسر حد و مرزهاي سازمان برای حفظ وارتقاء سلامت وایمنی به خود افراد خودمختاری داده می شود. حد و مرزهاي سازمان از طريق مقصد ( چرا كار مي كنيد ) ، ارزش ها ( چه چيز راهنماي عمل شماست ) ، تصورات ( تصور شما از آينده چيست ) ، اهداف ( چه چيز، چه وقت ، كجا ، چطور و چرا انجام ميدهيد)، نقش ها (شما كه هستيد ) و سيستم و ساختار سازماني (كاري كه شما انجام ميدهيد چطور مورد حمايت قرار مي گيرد) مشخص ميشود. این خود مختاری باعث می شود انرژی فردی و سازمانی در مجرای مشخصی هدایت شود. تعیین قلمروهای کاری شامل مشخص کردن اهداف، نقش ها، ارزش ها و مقرراتی است که زیربنای اقدامات ارتقاء سلامت وایمنی را تشکیل و از توانمندسازی حمایت می کند. با ایجاد خودمختاری، کارکنان با آزادی عمل بیشتری در جهت اهداف مشخص، مسئولانه تر عمل کرده وخلاقیت بیشتری از خود نشان خواهند داد
ـ تيم هاي خود گردان: هرگاه گروهي از كاركنان با مسئوليت هاي ويژه براي ارتقاء سلامت وایمنی محیط کار داوطلب ميشوند، از شروع تا پايان كار برنامه ريزي و اجرا مي كنند، همه چيز را مديريت ميكنند ومسئوليت را به صورت مساوي و عادلانه تقسيم مي كنند. مزيت تيم هاي خودگردان درداوطلبانه بودن حضور افراد و فراهم كردن رضايت شغلي، تغيير نگرش، تعهد كاري، برقراري ارتباط بهتر ميان كاركنان و مديران، اثربخشي بيشتر فرايندهاي تصميمگيري ، بهبود و پيشرفت عمليات، و بهسازی محیط کارخلاصه ميشود
ـ مدیریت توانمند: در فرايند توانمندسازی، مديریت ومتخصصان سلامت وایمنی نقش حلقه اتصال را دارند. با اين معنا که به توانايي ايجاد تعادل مناسب در انجام کارها از طريق کنترل عملکرد سلامت وایمنی منابع انساني و اعطاي آزادي عمل به کارکنان وسرپرستان به نحوي که با خود مديريتي، خلاقيت بيشتري از خود نشان دهند تعريف مي گردد. به این منظورآنان مي بايست صرفاً با تامین منابع تسهيل کننده باشندو شرايطي را فراهم آورند كه كاركنان اجازه يابند ياد بگيرند، رشد كنند و توانائی های خود را در سالم وبهسازی محیط کارشان توسعه دهند
به طور كلي كاربرد روزانه و عاميانه توانمند سازي را مي توان در چند سطر به طور اختصار بيان كرد
ـ دادن اختيار تصميم گيري به رده هاي پايين سازمان
ـ واگذاري اصلاح نقاط ناایمن به افرادي كه به آن مشكل نزديكترند
ـ افزايش احساس مالكيت افرادنسبت به كار وسلامت وایمنی محیط کارشان
ـ اجازه دادن به تيم ها كه خودشان فعالیت های سلامت وایمنی محیط کارشان را اداره كنند
ـ جلب اعتماد كاركنان به منظور انجام كارهاي درستی که نتایج ملموس آنرا مشاهده می کنند
هدف کلیه مداخلات "کارسالم" در محل کار توانمند سازی افراد برای
تصمیم گیری داوطلبانه
برای ارتقای سلامت و ایمنی خود، محیط کار وجامعه است
توانمند سازی، انگیزش ومشارکت رابطه ای متقابل وارگانیک دارند ودر هنگام تعامل، اثرات تقویت کننده ای در فرآیندهای مختلف به وجود می آورند. توانمند ساز ی زمینه های مشارکت را فراهم می سازد ومشارکت به نوبه ی خود توانمند سازی افراد، گروه ها وجوامع را تقویت می کند؛ و انگیزش روح پایداری و استحکام در آن می دمد
مشارکت فرآیندی است که در آن کارکنان می توانند برای ایجاد تغییردر سبک های کاروزندگی خود نقش فعالی داشته باشند. توسعه وایجاد این فرصت ها با مشارکت گسترده کلیه کارکنان در سازمان آغاز می شود، آنان خود مهمترین عناصر این تغییرند. مدیریت،افراد کلیدی و متخصصان سلامت وایمنی در کنار گروه های خودیار کارکنان وانجمن های خانه ومحل کار هریک منابع بی کران مشارکت در برنامه های کارسالم هستند
در طول پنحاه سال گذشته، مشارکت مردمی یکی از مفاهیم ثابت در گفتمان توسعه وسلامت بوده است. در دهه شصت وهفتاد میلادی، مشارکت عمومی عنصر اساسی پروژه های توسعه ی طذاحی شده برای تحقق توسعه پایدار وعدالت بوده است/ در کنفرانس آلماتای سازمان بهداشت جهانی (1978) مشارکت به عنوان قسمتی از سیاست های بهداشتی شناخته شد. دلایل این امر این بود که
ـ بسیاری از خدمات تامین شده بلااستفاده مانده یا به درستی استفاده نمی شوند، زیرا مردمی که خدمات دبرای آنها طراحی شده بود در استقرار آن درگیر نبوده اند
ـ هرجامعه ای برخوردار از منابع اقتصادی، تجهیزاتی وانسانی می باشد مه می توان وباید آنها را برای بهبود سلامت وشرایطی آن محیط بسیج نماید
ـ بیشترین بهبود سلامت مردم نتیجه ای است از آنچه که آنها می توانند برای خودشان انجام دهند وناشی از مداخلات پزشکی نمی باشد
ـ همه ی مردم هم حق وهم وظیفه دارند که در تصمیم های موثر برزندگی روزانه شان درگیر شوند.( Rifin-1995 )
با این مقدمه برخی از دلایل توجه به مشارکت کارکنان در برنامه های ارتقاء سلامت وایمنی محیط کار عبارتند از
ـ کارکنان منابع شان(وقت، انرژی، تفکر وتجهیزات شان) را در برنامه ها سهیم می کنند
ـ کارکنان می توانند مهارت ها، دانش وتجارب موثر خود را در کارهای دیگر وبعدی توسعه دهند
ـ کارکنان با کارهایی که برای شان انجام می شود بیشتر آشنا می شوند، لذا مشارکت کارکنان در برنامه های ارتقاء سلامت وایمنی محیط کار؛ فرآیندی فعال است که در آن ذی نفعانی فهیم ومصمم نتیجه ی برنامه ها را متاثر ساخته و به رشد فردی می رسند
بازاریابی اجتماعی
بازاريابي اجتماعي براي اولين بار در سال هاي ابتدايي دهه هفتاد توسط"فيليپ کاتلر"مطرح شد. او به همراه "جرالد زالتمن" با ترکيب مفاهيم مربوط به تغييرات اجتماعي و بازاريابي تجاري و فنون تبليغات اين بحث مهم را پايه گذاري کرد وبه اين ترتيب نظر دانشمندان و صاحبنظران علوم رفتاري و اجتماعي رابه خود جلب نمود.آنان پي بردند که مي توان از اصول بازاريابي اجتماعي (که براي فروش محصولات به مشتريان بکار مي رود) براي فروش ايده ها ،نگرش ها و رفتارها به جامعه استفاده کرد. بازاريابي اجتماعي بسيار پيچيده تر وگاه کم اثرتراز بازاريابي تجاری است، در بازاريابي اجتماعي تلاش در جهت تاثيرگذاري روي عقايد ورفتار جامعه است در حالي که بازاريابي تجاري کوشش دارد تا با ايجاد الگويي ساده فکرورفتارمردم را به سمت وسويي خاص بکشاندودراين راه ازتبليغ نام ونشاني خاص استفاده مي کند
در اين ميان فعالان عرصه سلامت ازاواسط دهه هشتاد ميلادي به طور جدي وارد اين حوزه شدند و " ريچارد مانوف" در سال 1985 با ذکر جزئيات استفاده از ديدگاه بازاريابي اجتماعي در حوزه سلامت از آن به عنوان "رويکردي منظم و سازمان دهي شده براي ارتقاي سلامت عمومي و ارتباطات " يادکرد
آشنايي دست اندرکاران حوزه سلامت وایمنی محیط کاربا مفاهيم اساسي بازاريابي اجتماعي و کاربرد آن در این حوزه مي تواند بابي جديد و تاثيرگذار درپيش روي تامين، حفظ و ارتقاي سلامت جامعه باز نمايد
ـ آميزه های بازاريابي
مجموعه اي از ابزارهاي قابل کنترول بازاريابي که باتركيب آنها، امكان پاسخگويي به بازار هدف و گروه مخاطب به وجود مي آيد "آميزه بازاريابي" نام دارد. به عبارت ديگر آميزه بازاريابي در برگيرنده کليه اقداماتي است که توليدکننده محصول يا ارائه دهنده خدمت انجام مي دهد تا بر بازارتقاضاي محصول يا خدمت مورد نظر اثر گذارد. آميزه بازاريابي داراي اجزايي است كه در سطور آتي به شرح آنها خواهيم پرداخت
یک- محصول: کالاها يا خدمات چيزي است که به بازار مورد نظر عرضه مي شود تا نيازيا خواسته اي از مشتري را تامين نمايد. محصول مي تواند يك پديده فيزيکي و قابل لمس و يا خدمت، فعاليت يا ايده اي غير قابل لمس یا انتظار یک رفتار جدید مثلاَ استفاده از وسایل حفاظت فردی باشد
گروه مخاطب بايد در ابتدا آگاه شوند که مشکلي وجود دارد و محصول (يا خدمت یا رفتار) مورد نظر راه حل مناسبي براي آن مشکل است. تا آنگاه براي اصلاح رفتار خود در جهت استفاده از آن محصول يا خدمت قدم بردارند. درنتيجه بازاريابان اجتماعي نيازبه برنامه ريزاني خواهند داشت كه باانجام پژوهش هاي مناسب بتوانند زمينه توليد محصولات وخدمات یا رفتاری را فراهم کنندکه براي جامعه مورد نظر قابل پذيرش باشند.مهمترين نكته درمورداين بخش ازآميزه بازاريابي اين است كه مشتري بايد قادرباشد محصول را به خوبي بشناسد،منافع آرا بداند وبازاریاب نیز موانعی که مشتری برای کاربردآن دارد را شناسایی کرده وآن را رفع کند، در این خال انتظار می رود مشتری آن را براي استفاده ساده و آسان بيابد تا در اين حالت به سوي استفاده ازآن جلب شود
دو- قيمت: آنچه که مشتري مي پردازد تا محصول مورد نظرش را بدست آورد، قيمت نام دارد قيمت يک محصول ممکن است پول باشد و يا ممکن است عوامل ديگري مانند صرف زمان، انجام سعي و تلاش و يا حتي بروز اضطراب و نگراني درخريدار باشد. براي اين که استقبال از يک محصول يا خدمت افزايش يابد بايد قيمت محصول از منافع حاصل ازآن کمتر باشد. البته بايد توجه داشت که پايين بودن قيمت (مانند ارائه رايگان بعضي از خدمات و محصولات) ممکن است در ذهن مشتري کيفيت پايين محصول را تداعي کند و برعکس قيمت خيلي بالا هم تمايل مشتري را براي استفاده از آن کاهش دهد. در صورتي که قيمت محصول يا خدمت بالا و سطح درآمد مشتري پايين باشد، تقاضاي محصول پايين خواهد آمد
سه - مکان: مسيري که با كمك آن محصول يا خدمت به دست مشتري مي رسد، به عبارت ديگر فعاليت هايي که انجام مي شود تا محصول يا خدمت مورد نظردر دسترس مشتريان قرار گيرد، قسمت سوم آميزه بازاريابي است.در مورد يک محصول قابل لمس، مصداق مکان سيستم توزيع است در حالي كه در يک محصول يا خدمت غيرقابل لمس، کانال هايي که از طريق آنها اطلاعات و آموزش به مشتريان مي رسد، مكان را شامل مي شود
چهار- ترويج: اين بخش از آميزه بازاريابي را گاه به اشتباه معادل کل بازاريابي اجتماعي مي دانند. در حالي که چنين برداشتي درست نيست. ترويج تنها بخشي از آميزه بازاريابي است و شامل استفاده از مجموعه تبليغات، روابط عمومي، حمايت هاي رسانه اي، ارتباط فردي وفعاليت هايي از اين قبيل است که محورآن خلق نياز و تداوم آن براي مصرف محصول يا خدمت یا تداوم رفتار توسط مشتري است. براي ترويج يک محصول بايد کانال هاي اطلاع رساني مناسب انتخاب شوند و عناصرمهمي چون تازگي و شگفت انگيزي مدنظر قرار گيرد تا تاثير آن بيشتر شود
در حوزه ی سلامت وایمنی محیط کار به این دلیل که ما عموما براساس خطرات وعوامل زیان آور از کارکنان ومدیران وجامعه انتظار داریم رفتارهای جدیدی را که ما برای آنان توصیه می کنیم انجام دهند، استفاده از مفاهیم بازاریابی اجتماعی بسیار راهگشا است
|